ای زن، به تو خیانت می کنند ("برهنگی"، تحقیر تلخ یا توهین شیرین به زن)
اساتید دانشگاه مازندران - نشست "حجاب، کرامت زن و دفاع از خانواده"
بسمالله الرحمن الرحیم
بنده هم خدمت اساتید بزرگوار و خانوادههای محترم سلام عرض میکنم. در زمان رضاشاه و انگلیسیها که بر مقدرات کشور با کودتا و جنایت حاکم و مسلط شده بودند، یکی از بخشهایی که به سرعت هدف گرفتند، همین سبک زندگی بود و در رأس آن، از جمله یکی از آنها تغییر خط و الفبا بود. یکی تعطیل عزاداری اباعبدالله، خلع لباس روحانیون و حذف حوزه بود. یکی از مواردی که دشمن یعنی استعمار انگلیس و استبداد رضاخان پهلوی، شاید جدیتر و محکمتر با آن برخورد کردند، مسئله کشف حجاب بود. یعنی از همان موقع، هدف و برنامه آنها، از جمله یکی از پروژههای اصلی آنها فروپاشاندن اخلاق اجتماعی و فروپاشاندن خانواده بود. هدف گرفتن حیا و امنیت اخلاقی در جامعه، بیناموس کردن ملت، هدف قرار دادن بخصوص زنان و دختران بود که اگر زن و دختر توسط تلههای سبک زندگی هدف قرار گرفتند، آن جامعه دیگر از دست رفته است؛ و مکرر در اسناد صهیونیستها و فراماسونری هم این هدف وجود دارد که هر جامعهای را که میخواهید بر آن مسلط شوید و آنها مقاومت نکنند و بیهویت بشوند. هسته اصلی جامعه، خانواده است؛ هسته اصلی خانواده، زن است. مسئله اصلی در مورد زن که مادر است، مقوله عفت و حیا و امنیت اخلاقی در جامعه است. اگر آن جا را زدید، آن جامعه ازهم میپاشد یعنی جامعهای که بیمادر و بیخانواده میشود، پدر به تنهایی دیگر نمیتواند مسئله را حل کند. چون قلب خانواده مادر است.
دیدید خانوادههایی که خدای نکرده مادرشان را از دست میدهند، تقریباً ازهم میپاشد. خانوادهای که پدر را از دست میدهند، خانواده ازهم نمیپاشد. زندگیشان سختتر و مشکلتر میشود. اما از هم نمیپاشد. آن مرکز اصلی خانواده، زن و مادر است. این بحث مبارزه با حجاب که از همان موقع با چماقهای رضاخانی شروع شد، و میدانید هزاران زن را اینها چنان زدند که علیل شدند، جانباز حجاب شدند، یعنی دست و پاهایشان را شکستند و کمرشان را شکستند. با کارد زدند و کشتند. و زنان مؤمن سالها در خانههایشان حبس شدند. بیرون نمیآمدند. یادم هست که مادربزرگ مرحوم ما میگفت ما چند سال در زمان رضاخان از خانه بیرون نمیآمدیم، تا آن اواخر که بعد کشور اشغال شد و هرجومرج شد و به جای او پسرش آمد و فضای کشور جور دیگری شد! تا همین الان که شما میبینید صدها و هزاران سایت و رسانه، فضای مجازی، اینترنت، ماهوارهها، تلویزیون آمریکا، VOA، BBC اینها تقریباً هر روز یک یا دو ساعت برنامه ثابت مبارزه با حجاب و پوشش دارند. بطور سازماندهیشده، تشویق به کشف حجاب میکنند. که روسریهایتان را بردارید، لخت شوید، بعد اگر کسی به شما اعتراض کرد، فیلم او را بردارید، به ما بدهید تا ما پخش بکنیم، پنج شش نفری با هم، ده نفری با هم میآیند و صحنهسازی فیلم میکنند که یعنی ما مردم هستیم و ما اینگونه هستیم و... حواستان باشد این پروژه، از زمانی که رضاخان و انگلیسیها اینجا کودتا کردند، نهضت و جریان پروژه ضدحجاب، یعنی پروژه برهنگی، تا همین الان ادامه داشته است. ادامه هم خواهد داشت. گرچه مسئله سبک زندگی فقط خانواده نیست، خانواده هم فقط زن نیست، مسئله زن هم فقط حجاب نیست. اما یکی از مهمترین سرفصلها، همین است. انواع و اقسام فضاسازیها در این مورد وجود دارد. چون یکی از مهمترین تهدیدها علیه خانواده، مقوله برهنگی است. برهنگی مستقیماً خانواده را و مقوله ازدواج را هدف میگیرد. برهنگی مردان و زنان؛ حالا در مورد زن تأکید بیشتری است بر این که کارکرد زن و بدن زن با کارکرد مرد و بدن مرد، در تکثیر نسل و خانواده متفاوت است. زن مادر میشود؛ بدن همه از بدن مادرانشان خلق میشود؛ خداوند در بدن زن، انسان خلق میکند نه در بدن مرد. بدن زن مظهر اسم «هُوَ الْخَالِقُ» است. خویشاوندیها همه بر اساس رحم به وجود میآید، «أرحام». رحم در مادر است نه در پدر. بنابراین، مرکز اصلی کل خویشاوندیها زن است نه مرد. تولد و خلق انسانهای جدید از طریق زن است. لذا بدن زن حساستر و مورد توجهتر است تا بدن مرد. بخصوص که نقش جنسی مرد با نقش جنسی زن متفاوت است. همه جای دنیا همینطور است؛ در همه وقت تاریخ همینطور بوده است. حتی مخصوص به انسانها نیست. در موجودات دیگر، جانوران دیگر هم معمولاً موجودات نر به دنبال موجودات ماده و مؤنث هستند، برای تصاحب آنها، بر سر جفت ماده، شما میبینید موجودات نر با هم دعوا میکنند و همدیگر را میکشند. و در همه موجودات اینطور است؛ یعنی جنس مادینه و مؤنث که مادر میشود، معمولاً مظهر جذبه و جاذبیت و زیبایی است، و جنس مذکر در همه موجودات اینطور است. او به دنبال جنس مؤنث است برای این که با او جفت شود و او را تصاحب کند. بیشتر در روانشناسی جنسی میگویند، همه جای دنیا اینها چیزی است که امروز همه میگویند، نیروی شهوت که خداوند در مرد و زن قرار داده است، نوع شهوت در مرد با نوع شهوت در زن کاملاً متفاوت است. شباهتهایی دارد و تفاوتهای اساسی با هم دارد.
بنابراین یک امر حقیقی و طبیعی است، حکمت الهی است، که بر اساس آن، زاد و ولد و بقای نسل در انسان و در سایر جانوران و موجودات حفظ میشود. و بخشی از اخلاق جنسی، ریشه در طبیعت بدن و روانشناسی زن و مرد دارد. بخشی از حقوق جنسی هم بر همین اساس شکل گرفته است. یعنی حقوق بشر مبتنی بر حقیقت بشر است و یکی از آنها هم حقوق جنسی است. زن و مرد حقوق جنسی دارند، نیاز جنسی دارند، حقوق و نیاز عاطفی به یکدیگر دارند. حقوق و نیاز اقتصادی دارند. کارکردهای بدن مرد و زن در یک جاهایی مشابه است و در یک جاهایی کاملاً متفاوت است. همه این مباحث وجود دارد. برای این که این نیاز جنسی، شهوت، نیاز عاطفی، نیاز اقتصادی و نیازهای دیگر تأمین بشود، خداوند نر و ماده و مرد و زن و دختر و پسر را با رفتارهای مشابه و رفتارهای متفاوت مکمل هم قرار داده است. جابجا کردن این تشابهها و تفاوتها صدمه میزند و نظام حقوقی و اخلاقی و عاطفی هر دوی آنها و خانواده را از هم میپاشاند. خیلی از شهرها، کشورها و جوامعی که سبک زندگیهایشان و سبک زندگیهایمان بهم ریخته است، و اگر مراقبت نکنیم، بیشتر هم بهم خواهد ریخت. آمار طلاق بالا میرود، ازدواجها کمتر و دیرتر اتفاق میافتد یا تأخیر میافتد. و انحرافات جنسی، خیانت مرد به زن و خیانت زن به مردش در خانواده، و انواع و اقسام مسائلی که الان در همه جای دنیا وجود دارد و شما میبینید، دهه به دهه بیشتر میشود. با این ابزاری که بالاخره آمده است، حریمها نازکتر، رقیقتر و عبور از آنها آسانتر و مخفیتر میشود و کمکم حریمشکنی و از این قبیل مباحث اتفاق میافتد.
به لحاظ عاطفی هم باز نقشی که زن با مرد دارد در خانواده متفاوت است. مرد معمولاً از بیرون مراقب خانواده است؛ یعنی امنیت خانواده و اقتصاد خانواده، بار این دو تا بیشتر بر دوش مرد است. اما خود خانواده، آن تیرک مرکزی که خیمه را سرپا نگه داشته است، مادر و زن است. رهبر الگوی مصرف در خانهها، زن است. حتی اگر مرد بیرون تولید ثروت میکند و میآورد، یا خود زن هم در این قضیه نقش دارد، اما مدیریت مصرف در خانه، تقریباً در همه خانهها حالا با شدت و ضعف، در اختیار زن است. زن و مادر است که میتواند یک خانواده مسرف و بیدر و دروازه یا یک خانواده حسابگر با سبک زندگی حساب شده را مدیریت کند.
نمیخواهم این نقشها را مطلقاً سیاه و سفید کنم، اما دارم عرض میکنم که کدام یک از این دو، نقش آنها معمولاً بیشتر و مؤثرتر است، ولو بیصدا.
تفاوت نقشی که مادر برای بچهها دارد با نقش پدر. روایتی از امام صادق(ع) دیدم که فرمودند اساساً طبع زنان، از یک جهت به خداوند نزدیکتر است، و آن جهت، رحمت و شفقت است. این روایت خیلی جالب است. فرمودند: زنان از این جهت به خداوند نزدیکترند تا مردان. چون زنان مهربانتر هستند. و خداوند که مظهر و منشأ مهربانی و رحمت مطلق است، این وجه خداوند در زنان بیشتر ظهور کرده است تا مردان. از جهت رحمت و شفقت، زنان خداییتر و خداگونهتر هستند تا مردان.
حالا مباحث مختلفی در این باب مطرح است. من میخواهم به چند نکته اشاره کنم در باب این بخش مهم از زندگی که امروز یک توطئه کاملاً جدی، برنامهریزیشده و رسانهای است، با پول، با انواع هنرها، از سینما تا انیمیشن، تا رمان، فیلمهای کوتاه، مستندسازی و موارد دیگر، با اشکال مختلف، تا بمباران رسانهای و جوسازی و کلیشهسازی، شالودهشکنی مقولات اخلاق و خانواده اینها به شدت پیگیری میشود. یعنی الان فیلمهای بسیاری که در هالیوود و غیر از آن در دنیا در حال ساخته شدن هستند، برای تخریب مقوله خانواده است که اصلاً خانواده چیست؟ VOA، BBC ، رادیو آلمان و تلویزیون فرانسه، بخشهای فارسیزبان آنها یکسره دارند میگویند آیا اصلاً خانواده به زحمتش میارزد؟ وفاداری یعنی چه؟ وفای مرد به زن، وفای زن به شوهرش، وفای این دو تا به بچههایشان، احترام بچه به پدر و مادر! کل اینها با ادبیات ظاهراً روشنفکرانه هدف قرار میگیرد.
حریمشکنی و قبحزدایی از مقولاتی که همیشه در تاریخ، در شرق و غرب عالم به عنوان فساد جنسی و انحرافات جنسی دانسته میشده است، مواردی که همیشه اینها یکی از تهدیدهای اصلی هم دین و هم دنیای مردم و بشریت بوده است. و شاید تا همین صد سال پیش در شرق و غرب عالم جرأت نمیکردند از اینها اسم ببرند؛ یعنی حتی آنهایی که آلوده بودند و گرفتار آن بودند، اینها شرمنده و مخفی بودند. الان رسانههای غرب چنان اینها را علنی میکنند، مثلاً همین چند وقت پیش، این کنگره آمریکا تشکیل شد و اعلام کرد که از دویست و خوردهای از اعضای کنگره، صد و خردهای از آنها همجنسباز هستند. در کنگره، یعنی «قوم لوط» آنجا حاکم هستند. با افتخار میگویند! الان در پایتختهای اروپایی، سالی یک بار حداقل، راهپیمایی راهاندازی میکنند که علناً در خیابان بیایند و کارناوال و جشن برگزار کنند و مردم هم بیایند نگاه کنند؛ اینها هم با جشن و انواع مراسم و پوشش تلویزیونی و... برای این است که اصلاً این پروژه جریانهای صهیونیستی و سرمایهداری است؛ اینها پروژه کفر است. خانواده که ازهم پاشید و اخلاق جنسی که لگدمال شد، دیگر بعدش همه چیز روی هوا است.
کتاب مینویسند برای مسخره کردن مقولهای به نام "ناموس". و افتخار کردن به بیناموسی! که اصلاً ناموس چیست؟ این مقوله ارتجاعی است. ناموس برای زن، برای مرد چیست؟ حریم اخلاقی یعنی چه؟ اصلاً چرا باید سکس و روابط جنسی در حریم خصوصی باشد؟ چرا مخفی باشد؟ چرا بر اساس یک قرارداد باشد؟ چرا پروتکل ازدواج باید باشد؟ خب اینها الان با ادبیاتهای روشنفکری و سوپرروشنفکری، تحت عنوان کشفیات جدید در علوم اجتماعی، روانشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد و غیره، بحث میکنند. از اینها دفاع میکنند. همه آنچه را که نه تنها انبیا، بلکه حکمای الهی و فیلسوفان بزرگ اخلاق در سراسر تاریخ از شرق تا غرب، مسلمان و غیرمسلمان، و همه الهیون و اخلاقیون گفتهاند، اینها را دارند مسخره میکنند و میکوبند. تا صد سال پیش در خود غرب هم این خبرها نبود. اینها در همین هفتاد- هشتاد سال یا صد سال اخیر این کارها را کردهاند! و در خود آنجا هم برهنگی، فحشا و خیانت به خانواده، همه اینها ضدارزش بوده است. ولی الان از سطح کودکان شروع کردهاند دارند به بچههای کوچک از دوران کودکستان و مدرسه ابتدایی، داستانهای مصور، تصویری، و انیمیشن و کارتون آموزش میدهند. تحت عنوان مراقبت جنسی و موارد دیگر، آموزش میدهند. میگویند این هم یک جور خانواده است، این هم یک جور روابط است.
شما ببینید این پروژه چقدر وحشیانه و خشن و جدی میآید. پشت آن سرمایهداری وجود دارد. چون الان یکی از پردرآمدترین صنایع جهان، صنعت پورنو و سکس است. شما میدانید که الان آمریکا میگویند که آقا ثروتمندترین کشور دنیا است که بدهکارترین کشور دنیا هم هست و غارتگرترین کشور دنیا هم است. و در این دویست سال بیش از دویست جنگ راهانداخته است؛ اموراتش با جنگ و غارت میگذرد، این نماد مدرنیته غرب و سرمایهداری است. بزرگترین منبع درآمد و صادرات آن، صنعت و علم و کشاورزی و اینها نیست. بزرگترین منبع درآمد آن، سه صنعت ضدبشری است: یکی صنعت پورنو و سکس (فحشا)، و بخصوص به نمایش گذاشتن بدن برهنه زنان که مردها در دنیا پول بدهند تا بدن زنان را بدون لباس ببینند. این الان یکی از پرفروشترین صنایع جهان است. همه جای دنیا مشتری دارد. دوم) صنعت مواد مخدر و مشروبات الکلی، و سوم) صنعت اسلحه جنگی و سلاحهای کشتار جمعی است. اسلحه فروشی. همین الان همین انگلیس، آمریکا، فرانسه، آلمان و در رأس آن خود آمریکا، در همین هفت - هشت سالی که در منطقه، در سوریه، عراق، یمن، اینطرف و آنطرف، جنگ راهانداختند صدها میلیارد دلار اسلحه به همین کشورهای عربی فاسد و حکومتهای فاسد عربی نفتی فروختند که با آن مسلمانکشی بکنند. اینها از طریق این سه صنعت (مواد مخدر، پورنو و سکس (فحشا) و اسلحه جنگی (خشونت)) شهوت، خشونت و مالخولیا (را رواج میدهند). آنها دارند اموراتشان را میگذرانند. هم سود کلانی میبرند، هم بر دنیا مسلط هستند و هم خانواده و جوامع را نابود میکنند. هر جا مواد مخدر میرود، خانواده و آن جامعه از پا میافتد، فلج میشود، فاسد میشود و تسلیم است. هر جا و هر خانوادهای که مشروبات الکلی و مواد مخدر بیاید، دیگر آن خانواده بخواهد یا نخواهد، بداند یا نداند، جزو ایادی آنها است. دیگر هویت ملی، هویت دینی، هویت شخصی، عزت نفس، اینها دیگر معنی ندارد. آدم معتاد، مشروبخوار، مست، آدمی که گرفتار مفاسد جنسی و بیناموس شد، خواهر، مادر، زن، دختر، برای خودش و برای دیگران حریم اخلاقی نیست آن زن، آن مرد و آن خانواده دیگر حریم اخلاقی ندارند. و جامعهای که آدمکشی در آن رایج میشود، به راحتی میشود انسان را کشت با این سلاحها و جان انسان ارزان میشود. این سه تا که آمدند، دیگر در آن جامعه نه دین است، نه عقل است، نه علم است، نه استقلال و نه عزت؛ هیچی نیست. اینها بهترین روش برای تسلط بر کل جهان است که مقاومت نکنند و دوم برای غارتشان که پول بدهند و استثمارشان کنید. یکی از این راهها که کاملاً در همین جهت است، این مسئله برهنگی است؛ یعنی تلاش برای برهنه کردن انسانها در عرصه عمومی.
مبارزه با مقولهای به نام عفت، اخلاق، حیا، وفا، وجدان اخلاقی و حریم خانواده؛ اینها را نابود کردهاند؛ اینها جزو اهداف همیشگی آنها بوده است. چیزهای مدرنی هم نیست، بعضیها فکر میکنند که آقا اینها مدرنیته و عصر جدید و جهانی شدن و این حرفها است. نه آقا، همیشه همینها بوده است. این «قوم لوط» و «قوم شعیب» و «قوم صالح» و اینها که قرآن میگوید، مگر اینها مدرنیته بوده است؟ مگر اینها تکنولوژی و رسانه و فضای مجازی و سینما مگر آن موقع بوده است؟ همین کثافتکاریها در اوج بوده است. این گناهانی است که همیشه مایه سقوط بشر بوده است و هنوز هم وجود دارد. همه این کارها که الان میگویند جدید و مدرن است و سبک جدید زندگی است، اینها سبک مدرن است. نه آقا، همه اینها بود.
در جزیرة العرب زمان همین جاهلیت عرب که پیامبر اکرم آمدند، جامعه حجاز عرب چهار پنج خصوصیت داشته است. دقیقاً همینها که الان جوامع مدرن دارند، عیناً همینها هستند، فقط ابزارشان عوض شده است. آن جامعهای که جلوی پیامبر ایستاد، اشراف و سرمایهداران قریش ایستادند، دقیقاً مثل سرمایهداران صهیونیست الان غرب هستند. بازارشان از این طریق اداره میشد. یک) سرمایهداری، فاصلههای طبقاتی. اینها داشتند میخوردند، بقیه نباید میخوردند. همان ۱ درصد و ۹۹ درصد! دو) فحشا، زنا، چیزی به نام اخلاق و خانواده هدف قرار میگرفت. بعضیها برای پول فاحشگی میکردند، بعضیها اصلاً پول نبود بلکه این یک ارزش اجتماعی بود! مثلاً مادر معاویه، زن ابوسفیان، این زن بزرگ اشرافی و سرمایهدار بود که از زنان ثروتمند و مطرح شهر بود. در عین حال کاروانهایی که از غرب یا شرق برای تجارت میآمدند، در هر کاروانی آدمهای سرمایهدار بزرگ هم گاهی بودند دیگر. بعضی خانمها بودند مثل همین مادر معاویه. اینها پرچم روی خانهشان، پرچمهای مخصوصی بود که یعنی اینجا مهمانی بزرگان و اشراف است. رقص و مشروب و دقیقاً مثل همینهایی که الان در غرب و شرق و همه جا تبلیغ میشود. که او با زن او برقصد، او با این برقصد، این با رئیس او کاروان، بعد شب با او باشد، فردا شب با او باشد، بعد این مهمان بدهد، مهمان او باشند و... این را به عنوان یک ارزش اشرافی، نه برای پول. مهمانیهای بزرگ اشرافی، این سرمایهدارها و بزرگان، اینها با هم مشروب میخوردند، میرقصیدند، بعد این دست زن او را میگرفت، او دست این را میگرفت، با هم بودند. یکی از افتخارات مادر معاویه همین روابط بود. خیلیها این جوری بودند. این فحشا بود و زنا بود. اصلاً دختردزدی، حمله کن برو آنجا دخترهای آنها را بردارید ببرید تجاوز کنید و برای خودتان باشند. اینها همان کاری است که الان میکنند. مگر الان همینها نیست؟ یکی هم ربا بود. ربا بر اقتصاد حجاز حاکم بود. الان هم ربا رکن نظام سرمایهداری در دنیا است.
چهارم) بتپرستی و خرافات بود. نمیگفتند دین نه، خدا نیست؛ میگفتند خدا هست ولی این جوری است. الان هم همینطور است. شما میدانید نظام سرمایهداری که ملحد نیست. کلیسا دارند، بتخانهها را احترام میگذارند. رئیسجمهورهایشان، شاهانشان کلیسا میروند، عید فطر مسجد میآیند، برای مسلمانان تبریک میگویند. آن زمان هم همینطور بود.
یکی هم جنگ و خشونت بود. این قبیله با آن قبیله گاهی میدیدید ۶۰ سال با هم میجنگیدند. میگفتند میمون این قبیله آمده در منطقه زمینهای آن قبیله، بچههای آن قبیله زدند و او را کشتند. از اینجا شروع میشد. یا نشسته بود، طرف یک نشسته بود سر جاده داشت رد میشد، از این قبیله داشتند میرفتند، او پایش را دراز کرده بود. به او گفت پایت را جمع کن دارم رد میشوم. گفت دور بزن از آنطرف برو. گفت من دور نمیزنم، پایت را جمع کن و الا از بالای پایت میروم. او هم گفت به دنیا نیامده کسی که از بالای پای من رد شود! این خریتها را ببینید! گفت حالا میبینی. رد شد. این هم پای او را قطع کرد. گفت سایه پایت روی پای من افتاد. آنها با اینها جنگی شروع شد، ۸۰ سال این دو تا قبیله سر این دعوا از همدیگر آدم کشتند!
ناسیونالیسم، نژادپرستی، قومیت، تعصبات قبیلهای، الان هم همینطور است. سلاحها و ابزارش عوض شد. آن موقع جاهلیت اولی بود، حالا جاهلیت مدرن است. آن موقع هم فحشا و زنا و فحشا بود. قمار، یکی هم قمار بود. مکه مرکز قماربازها بود. الان هم شما بروید لاسوگاس و کجا و کجا، مرکز قمار جهان است. اروپا، آمریکا، سرمایهداران دنیا میروند آنجا قمار میکنند. همان است. به شیوههای جدید باز تولید شده است.
بنابراین، این مسئله خانواده و غیرت و وفا و اخلاق و اینها مسائل قدیمی بوده است. اینها سبک زندگی سنتی بوده است. سبک زندگی مدرن این حرفها نیست. نه آقا، این بحثها و مخالفت با اینها همان موقع هم بود. پس هیچ چیز مدرنی وجود ندارد. چون بعضیها یک جوری با ظاهر علمی و روشنفکری بحث میکنند، به عنوان علوم اجتماعی که آقا زمانه عوض شده است! سبک زندگی عوض شده است، اصلاً این سبک مدرن نمیشود با این مباحثی که شما میگویید آن را تفکیک کرد. چطور نمیشود؟ آن زمان هم همینها بود. بله، ابزار، تجربیات و شرایط تغییر میکند، اما اصل مسئله که تغییر نکرده است. این را از این جهت عرض کردم که یک عدهای میگویند سبک زندگی اسلامی را در این دوره اصلاً معنی ندارد. اصلاً دینی، سبک اسلامی هم نه، سبک زندگی دینی و اخلاقی، تلاش برای حفظ خانواده، تلاش مذبوحانه است. این دورهها گذشت. آنها قدیمی بود، این وضعیت جدید است. جواب این است که اینها قدیمیتر از اسلام است. این چیزهایی که شما میگویید فحشا، برهنگی، قماربازی، شرابخواری، خشونت و جنگ، زنا، همجنسبازی و... اینها همه قبل از اسلام بودهاند. همان موقعها هم میگفتند خانواده چیست! اصلاً میدانید در عرب قبل از اسلام یک علمی به نام «علم قیافه شناسی» پیدا شد به جای ژنتیک امروز. که حالا الان از طریق خون و آب دهان میتوانند DNA را تشخیص بدهند. آن موقع این ابزار نبود. متخصصینی داشت، چون معلوم نبود چه کسی بابای چه کسی است! این قدر روابط آزاد بود که هر کسی دست هر کسی را میگرفت و میرفت. این چیزی که الان در اروپا و آمریکا میگویند و در بعضی کشورهای دیگر که تابع اینها شدهاند مثل آمریکای لاتین و شرق، میگویند که معمولاً مردم مادرانشان را میشناسند، اما پدرانشان را نمیشناسند. میگویند در خیابان هر مردی رد میشود، ممکن است بابایت باشد! این در جاهلیت عرب همین جور بود. خیلیها معلوم نبود بابایشان چه کسی است، چون مادرش با مردهای متعددی بود. حتی آدمهای مطرح و بزرگ، این زیادبنابیه که اسم او را شنیدید؟ زیادبنابیه یعنی چه؟ یعنی زیاد پسر بابایش. معلوم نیست بابایش چه کسی است. این چه کسی است؟ این جزو مسئولین حکومت اسلامی بود. زمان خلیفه دوم، زمان خلیفه سوم، حتی زمان حضرت امیر(ع). دیدند نمیتوانند او را بردارند. بعد پسرش چه کسی است؟ عبیدالله بن زیاد، حاکم کوفه در کربلا، آن جنایتکاری که عامل اصلی قضایای عاشورا در صحنه شد. این زیادبنابیه یعنی زیاد، بچه بابایش که معلوم نیست چه کسی است. چند نفر هستند که معاویه به اینها گفته شما داداش من هستید، خودتان خبر ندارید! که یکی از اینها را که از بزرگان جهان اسلام بود، رسماً اعلام کرد که این برادر من است. یعنی بچه بابایش نیست، مادرش با پدر من با ابوسفیان بود. چون بابایش با زنان متعدد، مادرش با مردان متعدد، اصلاً آزاد بود. اینها خلاف چیز نبود، اینها عرف بود. مثل الان سبک زندگی غربی. همینطور بود. راجع به خود معاویه چند نفر ادعا دارند، آنها هم میگفتند معاویه بچه ماست، بچه ابوسفیان نیست. یک علمی به نام «علم قیافه شناسی» درست شد که میگفتند اینها متخصص بودند از روی طرز جمجمه، مثلاً حدقه چشمهای او چه جوری است، دماغش چه جوری است، پیشانیش، شانهاش، طرز راه رفتنش و... میگفتند این بچه فلانی است. اصلاً یک تخصصی بود. که میگفت من میتوانم بفهمم پدران شما چه کسانی هستند! این مشکل همان موقع بود. پس شما فکر نکنید اینها یک سبک زندگی خیلی مدرن و پستمدرنی پیدا شده که در آن، باباهایشان معلوم نیست، باید آزمایش ژنتیک بکنند، خانواده ندارند، هر لحظه هر مردی با هر زنی هست، ناموس مطرح نیست، برهنگی مطرح نیست. میدانید، در عرب قبل از اسلام حتی طواف خانه خدا را برهنه میکردند، لخت میشدند. مرد و زن. این قدر فرهنگ برهنگی عادی شده بود. قرآن هم به این اشاره میفرماید. این یک حادثه است که میگویند اصلاً دوران این حرفها گذشته است. دوران مدرن است. اینها برای دوران سنت بود. جوابش این است که تمام مسائل که قبل از اسلام بود و اسلام برای اصلاح آنها در سبک زندگی آمد، همان چیزهایی است که شما الان مدرن و پستمدرن میگویید. اصلاً میدانید دوستپسر - دوستدختر که بین عرب رایج بود. تعبیر «اَخدَان» در قرآن یعنی دوستپسر- دوستدختر. عین تعبیر در قرآن هست. یعنی در عرب حجاز قبل از اسلام، هر پسری با هر دختری بدون هیچ تعهد متقابل و هیچ قراردادی با هم تفریح میرفتند. میرفتند دیسکو میرقصیدند، مشروبشان را میخوردند، یک قماری میزدند، بعد میآمدند و باز با هم به هم میزدند، باز او با او، او باز با این، باز با یکی دیگر. اینها رسم بود اصلاً بین عرب. اینها حرفهای تازهای نیست. اسلام گفت اصل بر وفا، احترام و حقوق است. شما مثل حیوانات نر و ماده نیستید که به هم نزدیک شوید و ارضا شوید و هر کسی دنبال کار خودش برود. طرفتان انسان است. آن زن، آن مردی که تو با او میروی، اینها با هم دل میبندند. این عاطفه احترام دارد. این احساسات باید به آن احترام گذاشت. حقوق متقابل ایجاد میشود. ارزشهای اخلاقی را باید رعایت کنید. روابط جنسی اخلاق جنسی دارد. به نوع پوششتان، نوع نگاهتان به همدیگر. شما با هم تعهد میبندید. اگر هم نمیخواهید دائم با هم باشید، اصل زندگی دائمی تکهمسری در اسلام است. اما حالا کسانی میگویند ما نمیخواهیم دائم با هم باشیم. میگوید خیلی خب، اگر نمیخواهید دائم باشید، میخواهید موقت با هم باشید، باز هم با هم حساب و کتاب داشته باشید. صرف این که ما با هم دوستیم، میخواهیم برویم با هم برقصیم ما میخواهیم دو سال با هم دوست باشیم! ولی حساب و کتاب و قرارداد نداشته باشیم! میگوید چرا دو سال؟ با هم زندگی کنید، عاشق هم باشید، مشکلات را تحمل کنید، بعداً فردا تو پیر میشوی، او پیر میشود. تو مریض میشوی، او مریض میشود. همه زندگی که همهاش این چیزهای تخیلی و شاعرانه و اینها نیست. یک بخشی از زندگی اینهاست. همهاش هم شهوت نیست. زندگی هزار تا مسئله است، یکیاش هم این است. همه پروژه را با هم ببین. طرف تو فقط شریک جنسی تو نیست، شریک عاطفیات هم هست، با هم رفیق هم میشوید. شریک اقتصادیات هم هست. چند تا میثاق با هم میبندید. میثاق اقتصادی، میثاق جنسی، میثاق عاطفی و احساسات. و... به عنوان انسان به هم نزدیک شوید. میگویید نمیخواهیم دائم با هم زندگی کنیم یا ما مسافریم یا کار داریم یا مشکل است، درس است، فلان است. اینجا من غریب هستم، بیشتر نیستم. مدت محدودی اینجا هستم و... حالا به هر دلیلی که نمیخواهید دائمی باشد، اصل دائمی است. فرضاً نمیتوانید. همان موقت را که با هم هستید، باز هم خانواده باشید. باز هم ازدواج کنید. باز هم حقوق متقابل، اخلاق متقابل، انسانیتتان، تعهداتتان هر کدام در برابر هم روشن باشد.
مسئله دیگر که در باب مبارزه با این سبک زندگی و مبارزه با حجاب و پوشش و اینها مطرح کردند این است که اینها محدودسازی زن، دیکتاتوری مرد بر زن، تسلط مرد بر زن و تضییع حقوق زن است. اولاً شما میدانید در باب آیات حجاب، آیاتی که مربوط به پوشش است، که دو- سه آیه در قرآن صریح در این باب است. آیات دیگری هم به طور عام راجع به مقوله اخلاق و اینهاست میگوید که یکی از مصداقهایش این میشود. ولی دو یا سه آیه در قرآن مستقیم در این رابطه نازل شده است. در یکی از آنها که خطاب اول به مرد است، بعد به زن. به مرد میگوید که نگاههایت را مدیریت کن. به زنان که نگاه میکنی، نگاه برادر به خواهر باشد، نه نگاه جنسی! فقط آن زنی که با هم پیمان میبندید و همسر میشوید، به او میتوانید نگاههای جنسی با هم داشته باشید. با زنان دیگر، زن به زن میگوید، با مردان دیگر. به هر دویشان میگوید، اول به مرد میگوید، بعد به زن که مراقب باشید نگاههایتان خیره نشود؛ خیرگی که معنادار است. نگاههای معنادار نکنید. نگاههای معمولی بیمعنا بکنید. به هم خیره نشوید. به هر دو دستور میدهد، اول به مرد، بعد به زن. به مرد میگوید مراقب چشمت باش و چشمت را درویش کن. و بعد «حفظ فروج» یعنی روابط جنسی و رفتار جنسیات را کنترل کن. مدیریت کن. این جوری که هر لحظه تحریک شدی و به هر شکلی خودت را ارضا کنی، این انسانی نیست. این دون شأن انسان است. باید روابط جنسیات را در چارچوب اخلاق و حقوق مدیریت کنی. به عنوان دوتا انسان به هم نزدیک شوید.
بعد یک توصیه خاصی به زن میکند، بعدش که به مرد نیست، علت آن هم نقش جنسی زن است. به زن میفرماید که: در عرصه عمومی زیباییها و جذابیتهای خودت را عرضه نکن. «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» (مگر آنچه آشکار است) مگر آن زیباییها و جذابیتی که زن به طور طبیعی برای مرد دارد حتی اگر خودش را بپوشاند. حتی اگر زن قصد نداشته باشد که خودنمایی جنسی کند به تعبیر قرآن «تبرج» کند. یک جذابیت و زیباییهایی برای مرد دارد ولو که زن قصد نداشته باشد، اما خیلی از مردها با غرض هستند. قرآن میفرماید: «مردانی که «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» (در دلهایشان مرض است). یک عده مردهای زیادی هستند که اینها مرض دارند، مریض هستند. «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» یعنی طرف یک نوع عدم تعادل جنسی دارد. تو داری معمولی حرف میزنی، او غیرمعمولی دارد گوش میکند. تو با او داری عادی برخورد میکنی، قصدی نداری، ولی آن مرد، آن پسر، با منظور به تو نزدیک میشود و با تو حرف میزند. آنجا قرآن میفرماید «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» (مگر آنچه آشکار است). آن زیباییها و جذابیتی که زن به طور طبیعی دارد، آنها را دیگر لازم نیست بپوشاند. چون اگر این جوری باشد که دیگر باید کلاً خودش را بپوشاند، صورتش را بپوشاند و اصلاً بیرون نیاید. این را قرآن نگفته است. حتی خداوند نمیگوید صورتت را بپوشان. میگوید: طرز راه رفتن، جوری راه نرو که برای مردان معنادار است و سیگنال جنسی نداشته باشد. هم به زن، هم به مرد میگوید خودتان خوب میفهمید منظورتان چه است. رفتار جنسی محدود به حریم خصوصی باشد، نه حریم عمومی. این یکی از چیزهایی است که الان توسط این جریانها هدف گرفته میشود که مگر رفتار جنسی خصوصی و عمومی دارد؟ با کلمات بیمعنی و پر از مغالطه. بدن من برای خودم است، هر کاری میخواهم با آن میکنم. دیدید میگویند؟ بدن من برای خودم است. اولاً که بدن هیچکس به طور مطلق برای خودش نیست. بدن هر کس برای خداست. خدا به تو این بدن را داده است و خداوند احکام بدن را به تو گفته است که با این بدن چه بکن و چه نکن. هیچی مطلق برای من و تو نیست. این بدن تو امانت خدا دست توست، بدن من امانت خدا دست من است. مگر میتوانی با این بدن هر کاری دلت میخواهد یا هوس کردی بکنی؟ مثلاً شما بگویید بدن خودم است، میخواهم انگشت خودم را قطع کنم. حق نداری، حرام است. برای تو نیست. من بدن و زندگی خودم است، میخواهم خودکشی کنم. نه، زندگی خودت نیست. خودکشی کنی میروی جهنم، حرام است. حق نداری خودکشی کنی. خداوند این زندگی را به تو داده است و او از تو میگیرد. مگر تو حق داری که خودت را بکشی؟ کشتن خودت مثل کشتن دیگران، قتل است. تو قاتل هستی. قاتل جهنم میرود. چه قاتل دیگری باشی چه قاتل خودت. حالا بدن خودم است، ماشین خودم است، املاک خودم است.
حضرت رضا(ع) که در محضر ایشان هستیم، میگویند هیچی در این عالم به طور واقعی و ذاتی و مطلق برای هیچ کس نیست. همه چیز تنها و تنها متعلق به خداوند است و خداوند احکام سبک زندگی را گفته است که با این بدن چه کارهایی بکن و چه کارهایی نکن. میگوید این بدن را باید سالم نگهداری. هر چه به بدنت ضرر میزند، نباید بکنی. حتی روزه، اگر ضرر میزند، روزه هم نگیر. پس اینها که شهید میشوند اینها چی؟ آنها یک چیز دیگری است که هدف زندگی را به خطر میاندازد. آن راجع به اصل فلسفه حیات است. آن وقت عیب ندارد. این بدن تکه تکه هم بشود، در کربلا شهید هم بشود، میارزد. اینجا دیگر ضرر نیست. چون یک ضرر بزرگتری مطرح است. اینجا روح تو به خطر افتاده است. فلسفه حیاتت به خطر افتاده است. ضرر بدن عیبی ندارد. اما در شرایط عادی، شما مگر میتوانی با بدن خودت این کارها را بکنی؟ آقا بدن خودم است، دلم میخواهد لخت و برهنه بیرون بیایم. تو چنین حقی نداری. این یک. دو). فرض کنیم بدن خودت است هر کاری با آن میتوانی بکنی. بیرون که بیرون تو نیست، برای تو نیست. حریم عمومی است. دقیقاً مثل کسی که بگوید این ماشین خودم است، هر جور دلم بخواهد در خیابان رانندگی میکنم. نه آقا نمیتوانی هر جور دلت بخواهد رانندگی کنی، پدر مردم را در میآوری. میزنی به ماشین مردم، یکی را زیر میگیری، مردم را میترسانی، این حداقل آن است. ماشین خودم است، بدن خودم است، هر طور دلم بخواهد در عرصه عمومی بیرون میآیم. مثل کسی که بگوید ماشین خودم است، هر طور دلم بخواهد در خیابان رانندگی میکنم. نه، خیابان برای تو نیست.
آیا در باب حجاب اسلام یک محدودیتی برای زن در برابر مرد در نظر گرفته است؟ یعنی زن را به نفع مرد مقید کرده است؟ این چندین جواب دارد: یک) مردان دنیا به نظر شما طرفدار حجاب زنان هستند یا طرفدار کشف حجاب؟ همه مردهای دنیا، اغلب مردها میگویند حجاب چیست؟ بگذارید خانمها راحت باشند، اصلاً لباس نپوشند بیرون بیایند! مردها طرفدار حجاب زنان نیستند. مخالف حجاب زنان هستند. پوشش زن به نفع مردان نیست، به ضرر مردهاست. به ضرر مادی عرض میکنم، با اخلاق مادی دارم عرض میکنم. بزرگترین مشتریان برهنگی زن، مردها هستند. بیشترین مشتریان این صنعت پورنو و فیلمهای سکسی، مردان دنیا هستند. اینها میخواهند بدون این که مسئولیت و تعهد اخلاقی و حقوقی بپذیرند، چشمچرانی کنند و لذت ببرند. اسلام گفته مردها زنها را به زور باحجاب کنند. نه آقا، مردها در دنیا از خدا میخواهند که تمام زنها اصلاً بیحجاب و برهنه بیرون بیایند. حالا ممکن است در مورد زن خودش یک کسی حساس باشد، ولی مجموعاً همه مخالف این قضیه هستند. طرفدار حجاب نیستند.
در قرآن هم به خود زن خطاب میکند که مراقب حریم جنسی و روابط جنسیات و جذابیتهای جنسیات باش. یعنی زن است که در برابر خودش مسئول میشود. مرد هم در برابر خودش مسئول میشود. قرآن در این دو-سه آیه برای حجاب، میخواهم بگویم دستور مستقیم در مورد زن به خود زن داده شده، و به مرد در مورد مرد داده شده است. به مردان یک دستوراتی راجع به زنان داده است و بالعکس. مثلاً به مردان دستور میدهد: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» با زنان درست، به نیکی، اخلاقی، مؤدبانه رفتار کنید. این فرمان خدا به مردهاست. «عَاشِرُوا» یعنی معاشرت کنید، «هُنَّ» با خانمها، «بِالْمَعْرُوفِ». با زنان، با خانمها، و بخصوص با خانمهایی که با آنها با همسرانتان دارید زندگی میکنید «عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»، درست رفتار کنید، درست حرف بزنید. حق ندارید به زنان توهین کنید. حق ندارید متلک بگویید. حق ندارید آنها را اذیت کنید. حق ندارید حقوقشان را پایمال کنید. این فرمان خداوند است. این خط قرمز الهی و واجب است.
در آیه دیگری این تعبیر «أَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا» (از شما پیمان محکمی گرفتهاند) راجع به بزرگداشت حقوق زن از جمله است. میگوید: «میثاق غلیظ گرفتیم از شما.» یعنی یک میثاق محکم، یک پیمان تعهد دو آتشه چند قبضه از مردان در مورد زنان. آنجایی که در قرآن میفرماید که «وَالصَّاحِبِ بِالْجَنبِ» (و همنشین نزدیک)، که احسان و نیکی و خدمت کنید به کسانی که کنارشان هستید. مصاحبت دارید. در روایات هم میفرماید، میگویند: بارزترین مصداق آن همسر توست. خداوند دستور میدهد مصاحبت و رفتار نادرست با همسر، مخالفت با فرمان خداوند و حرام است. راجع به کتک زدن همسر، خشونت علیه همسر، پیامبر اکرم تعابیر خیلی تندی دارند. فرمودند کسانی که همسرشان را کتک میزنند، من به آنها بشارت جهنم را بدهم. هر کس زن را کتک میزند و با خشونت کتک میزند و برخورد میکند، اینها اهل جهنم هستند. فرمود: هر سیلی که به زنانتان میزنید، ۷۰ سیلی آتشین در جهنم برای خودتان تدارک دیدید. نگاه آنها مادی بود. همین نگاه سرمایهداری مدرن فعلی بود که دختر و همسر را فقط به عنوان مسئله جنسیاش نگاه میکنند. در جامعه وقتی احترام دارد که لخت و برهنه باشی. خودت را برای مردها آرایش کنی. تو خودت که کسی نیستی که! تو که خودت ارزش مستقلی نداری. بسته به فایدهای که برای مردها داری، ارزش پیدا میکنی. چه فایدهای برای مردها داری؟ حجاب نباید داشته باشی، برهنه باید بیایی، آرایش کن، قشنگ باش، کاری کن که من خوشم بیاید. ماها خوشمان بیاید. حجاب یعنی زن به عنوان زن, به عنوان انسان مستقلاً خودش ارزش دارد. نه به خاطر لذتی که به تو و به مردها میرساند. جنسیت برای در خانه است. چه زن، چه مرد. بیرون انسانیت مطرح است، نه جنسیت. ما همه انسان هستیم. انسان مرد، انسان زن. با حجاب همه انسانها مساوی هستند. بدون حجاب که برهنه میشوی، دیگر چه مطرح میشود؟ بدن. نه روح، نه عقل. جسم. بدن که برهنه شد، دیگر زن و مرد کاملاً ازهم مشخص هستند.
فضای عمومی، عرصه عمومی جنسی میشود. دیگر نگاهها، نگاه جنسی میشود. ولی وقتی زن و مرد پوشیدهاند نگاهها جنسی نیست. حجاب یعنی زن دارد به مردها پیام میدهد که تو حق نداری به من به عنوان ماده و مؤنث نگاه کنی. مسئله جنسی من بین من و آن مردی است که ما با هم میثاق عشق بستیم. من با تو که میثاق عشق نبستم که چشمچرانی میکنی. با تو که میثاق عشق ندارد. یا مردی که به زنهای دیگر نگاه میکند. و وقتی که در خانواده اسلامی زن و مرد به لحاظ جنسی و عاطفی یکدیگر را ارضا نکنند، به خیابان میآیند زن برای مردهای دیگر هی عشوه میآید، مردها هم هی در نخ زنهای دیگر هستند. چرا؟ چون این مرد و این زن عقده جنسی دارند. کمبود دارند. به لحاظ جنسی و عاطفی ارضا نشدهاند. در حریم خصوصی باید ارضا شوند. همین کارهایی که در حریم عمومی گناه است، در حریم خصوصی گناه نیست، ثواب است. یعنی عشوه آمدن و عشقبازی و به خود رسیدن مرد و زن که در عرصه عمومی با مردان دیگر و با زنان دیگر حرام است، همینها در حریم خصوصی بین آن همسر و مردی که با هم پیمان عشق بستند، این عشقبازیها ثواب است.
پیامبر(ص) فرمودند که شما میدانید که تعادل در زندگی یعنی چه؟ همسر شما حقوقی دارد. یکی از آنها هم حق همخوابی و معاشقه است. خداوند برای معاشقه با همسر هم پاداش میدهد. عشقبازی با همسرت هم پاداش الهی دارد، ثواب دارد. همانطور که برای نوع حرامش عذاب است. عشقبازی بدون ازدواج عذاب الهی خواهد داشت، هم دنیایتان را خراب میکند، هم آخرتتان را، هم شخصیتتان را، هم اخلاقتان را، هم تعادلتان را و هم راه رشد را بر شما میبندد. گناه است. همانطور که آن عذاب هست، اما با همسرت عشقبازی و روابط گرم جنسی و عاطفی داشته باشی، اینها پیش خداوند متعال پاداش دارد این اسلام است. اسلام با مقوله جنسی و با لذت جنسی مخالف نیست. میگوید درست مهندسیاش کن. اتفاقاً روایات و تعابیری داریم که در همه جا هم نمیشود گفت، ممکن است سوءبرداشت کنند. مثلاً این تعبیر لذت جنسی یکی از بالاترین لذتها و نعمتهایی است که خداوند به بشر و به حیوانات داده است. در بهشت هم لذت جنسی هست، وعده آن را دادهاند. قرآن آنچنانی هم توصیف میکند. برای این که ما در این نخها هستیم این چیزها را اجمالاً میفهمیم. حالا نعمتهای بهشتی را نمیبینیم. اینها را به ما میگویند و میفهمیم! یعنی اسلام با زیبایی، با لذت، با اینها مخالف نیست. میگوید مدیریت کن در حد اعتدال. در حریم خصوصی، با کسی که با هم پیمان بستید، مسئولانه رابطه جنسی داشته باشید. زیباییشناسی در اوج است. فرمودند: اصلاً زن و مرد باید برای همدیگر آرایش کنند.
حضرت رضا(ع) فرمودند که موهایم را رنگ کردم برای این که خانمم دوست دارد. میخواهم خانمم وقتی مرا میبیند، لذت ببرد. عطر زدن، مسواک زدن، مرتب بودن، موهایشان را چرب میکردند و روغن میزدند. همین چیزهایی که ما حالا میگوییم سوسولبازی است، ائمه ما کل این کارها را انجام میدادند. سرمه بکش، موهایت را چرب کن، روغن بزن، همیشه معطر باش، لباس شیک بپوش، موهایت را رنگ کن. حتی در مورد آمیزش, بچههای کوچک هم از بزرگترها چشم و گوششان بازتر است! باید کمکم یک چیزهایی را آدم از بچهها یاد بگیرد! در این فضای مجازی و... روایت دارد حتی به زن و شوهر میگوید یک مرتبه همینطوری بیمقدمه نروید. معاشقه کنید، حرف بزنید، با مقدمات. میخواهی لذت ببرید. این قضیه خلاصه فانتزی است، یک معاشقه و مقدماتی دارد. فرمودند: به خودشان برسند، مردها هم باید به خودشان برسند. امام رضا(ع) فرمودند میدانی چرا در بنی اسرائیل و... زنهایشان به فحشا افتادهاند؟ برای این که از طریق شوهرانشان دیگر ارضا نمیشدند. یعنی شوهر از زن توقع داشت به خودش برسد، ولی خود مرد به خودش نمیرسید. بوی دهانش، بوی سیگار، بوی کار، میآمد و به فکر ارضای خودش بود، نه به فکر این که طرفت هم، او هم آدم است، حقوقی دارد، حقوق جنسی دارد.
امام(ع) فرمودند زنانی که به فحشا میافتند و با مردان دیگر رابطه برقرار میکنند، یا خودشان را میسازند و میآیند در خیابان که مردهای دیگر به آنها نگاه کنند. اینها عقدههای جنسی دارند که به لحاظ جنسی یا عاطفی در خانه ارضاء نشدهاند. اصلاً مادربزرگ من برای پدربزرگم به خودش برسد. امام فرمودند: بله. مادربزرگت هم برای پدربزرگت به خودش برسد. حالا ممکن است خیلی کاری از دستشان برنیاید چون سنشان بالاست. ولیکن این نیاز را دارند. فرمودند حتی مادربزرگت هم یک گردنبندی، یک النگویی، یک زینت چیزی ببندد. نگو دیگر از ما گذشته است، ما پیر شدیم.
میگوید فانتزی، عشق، لذت در نگاه, همه تا آخر، اما در حریم خصوصی، نه در خیابان. با کدام زن، با کدام مرد؟ با کسی که میثاق با او بستی. برهنگی در حریم خصوصی ارزش است. در حریم عمومی ضد ارزش است. جایش کجاست؟ و الا بد نیست. آنجا بد است، اینجا خوب است. چون کارکرد و آثارشان با همدیگر، اینها متفاوت میشود و فرق میکند. زنی که حجاب دارد، دارد میگوید که من که بازیچه تو نیستم. تو حق نداری نگاه جنسی و لذتطلبانه و نگاه مردانه کنی. حق داری نگاه انسانی بکنی، نه نگاه مردانه به زن. نگاه انسانی به انسان در حریم عمومی. کارکرد حجاب این است. یا این که منشأ فسادهای جنسی را همه جا فقط زن بدانند. این هم اسلام نفی میکند. «یا أَیهَا النَّاسُ» (ای مردم). نمیگوید ای مردها. ای بشریت، ای مردم. «إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ» (همانا ما شما را آفریدیم). شما مخلوق ما هستید. همینطوری خودتان اتفاقی به دنیا نیامدید. ما داریم شما را خلق میکنیم. «مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنثَى» (از مرد و زن). ما شما را مرد و زن خلق میکنیم. مرد و زن مخلوق ما هستید. خطاب ما نه به مرد است نه به زن. خطاب ما به «نَاس» (مردم)، به بشریت، به کل مردم است. میگوید: «بَعْضُکُمْ مِن بَعْضٍ» (برخی از شما از برخی دیگر هستید). شما همهتان از هم هستید. شما همهتان از شاخههای یک ساقه، ساقههای گلهای یک ریشهای هستید. «بَعْضُکُمْ مِن بَعْضٍ» (برخی از شما از برخی دیگر هستید). همه از جنس هم هستید. یک جنس هستید. این تصور که مردها از یک چیز دیگری خلق شدهاند و زنها جداگانه از یک چیز دیگری خلق شدهاند، نه. «بَعْضُکُمْ مِن بَعْضٍ» (برخی از شما از برخی دیگر هستید). شما یک اصل و یک ریشه دارید. آنچه که به قرآن و به اسلام نسبت میشود داد در باب حجاب، اینها است. همهاش دفاع از حریم و کرامت زن است.
آیه ۳۱ سوره نور، اول به مرد خطاب میکند چشمانت را درویش کن. حق نداری به زنان در حریم عمومی نگاه جنسی کنی یا به خانمهای دیگر، ولو خوشت میآید. لذت میبری، ولی حق نداری این کار را بکنی. «غَضُّ الْبَصَرِ» (چشمپوشی). حیای چشم. نگاه انسانی کن، نه نگاه جنسی. بعد رفتارهای جنسیات را کنترل کن و بعد عیناً همین را به خانمها میگوید به مردان نگاه که میکنید، نگاهتان معنادار نباشد. خیره نشو. مرد معنی آن نگاه تو را میفهمد. تو داری پیام میدهی. تو هم معنی نگاه او را میفهمی. نگاههایتان انسانی مثل برادر و خواهر باشد. در اقتصاد، در علم، در سیاست، در پارک، در تاکسی، در اداره، شما خواهر و برادر هستید. انسان هستید. حجاب یعنی ما خواهر و برادر هستیم، انسان هستیم. نگاه جنسی نیست. بعد اضافهتر به زن چه میگوید؟ «حفظ فروج» به مرد هم میگوید، به زن هم میگوید؛ یعنی پاکدامنی جنسی. یعنی به لحاظ جنسی طهارت و پاکیزه باشد. طهارتتان را حفظ کنید. بعد به همسر میفرماید که زینتها و زیباییها و جذابیتهایت را که ما تو را یک جوری خلق کردیم که مرد دنبالت بیفتد. اصلاً خدا میفرماید من تو را (زن را) جوری خلق کردم که معشوقه باشد، و مرد را جوری آفریدم که عاشق باشد. مرد بیاید دنبال زن. ولی دارم به زن میگویم غیر از آن ظاهر و جذابیتهای ظاهری و طبیعیات که حتی وقتی حجاب هم داری، پوشیده هم هستی، باز هم مرد خوشش میآید. باید با همسر حرف بزند، نگاهش کند. یک لذتکی میبرد. لذا خداوند به زن میفرماید که زینتها و زیباییها و جذابیتهایت را علنی و اظهار نکن بپوشان. این گوهر را بپوشان و در دسترس دیگران قرار ندهید. بعد برای این که برای زن سخت نشود, عسر و حرج نشود، میگوید الا آن زیباییهایی که به طور طبیعی دیگه ظاهر است که مخفی کردن آنها یعنی کلاً برو خانه و دیگر بیرون نیا! این که نمیشود. آن بخش طبیعیاش دیگر مسئولیت تو نیست. مسئولیت مرد است. بعد میفرماید که «خُمُورِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ» «خُمُر» جمع «خِمَار» است. «جیوب» جمع «جَیْب» است یعنی گردن. این آیه فکر میکنم یک معنایش این است که بعضیها میگویند زمان صدر اسلام که حجاب نبوده! چرا بود. حتی قبل از آیه حجاب، زنان حجاب داشتند. منتهی بدحجاب بودند. حجابهایشان ناقص بود. اینهایی که میگویند غیر مسلمانها، آنها که حجاب ندارند بگذارید بیحجاب باشند. غیرمسلمانها هم حجاب دارند. اصلاً زنان مسیحی، یهودی، زرتشتی همه حجاب داشتند. همین الان هم زنان متدین زرتشتی، یهودی، مسیحی هم در ایران متدینان آنها، نه آنهایی که زندگیهای سکولار پیدا کردهاند، متدینان آنها همین الان هم حجاب دارند. همینها در خود غرب و شرق، زنان که بیحجاب هستند به کلیسا که میروند یک حجابی سرشان میگذارند، این را میفهمند. حجاب در کتاب مقدس آمده است. حجاب در انجیل واجب است، در تورات واجبتر است. تازه حجاب کتاب مقدس از حجاب قرآن خیلی سفتتر و سختتر است. متن مقدس کتاب مسیحی و یهودیها دارد که میگوید باید حجاب داشته باشید. شما میدانید ایران قبل از اسلام، زرتشتیها حجابشان از حجاب اسلامی سفتتر بوده است؟ بعضیها فکر میکنند اسلام حجاب را به ایران آورده است. نه. زنان ایرانی قبل از اسلام، زنان زرتشتی، حجاب داشتند. حجابهای سفتی هم داشتند، مخصوصاً طبقات بالا. اشراف حجاب داشتند. در آیین ایران قبل از اسلام، زن بعد از ازدواج، باید از پدر و برادرش هم رو میگرفت. تازه اسلام که آمد قرآن میگوید دیگه از پدر، برادر، پسر، عمو، دایی، از اینها رو نگیرید. اسلام آمد آن را نسبت به یهود و مسیحیت و زرتشت باز کرد. البته رعایت نمیکردند، ولی اینها در کتاب مقدس زرتشت و یهود و مسیحیت است. حجاب اختراع اسلام و قرآن نیست. شما الان تخت جمشید و آنجاها بروید، زنانی که میبینید، همه حجاب دارند. زنان، اینها برای ایران قبل از اسلام است. برای ۲۰۰۰ و خوردهای سال پیش است. ۱۰۰۰ سال، ۱۴۰۰ سال قبل از اسلام است. طبقات پایین بیحجاب باشند، اما طبقات متشخص و بالا، مخصوصاً زنان دربار و شاهان، اینها همه باید حجاب میداشتند. پوشش داشتند. قبل از آیه حجاب، بدحجاب بودند. شأن نزول آن را هم میدانید که خانمها یک چیزی روی سرشان میانداختند، ولی گوش و گردن و گلوی آنها و گاهی سینهشان باز بود. فقط گاهی سرشان را میپوشاندند! که یک موردی پیش آمد که یک پسری در خیابان چشمش افتاد از این بچههای مسلمانان نمازخوان هم بوده است. از روبرو چشمش به یک خانمی میافتد، حواسش پرت میشود، برمیگردد از جلو دید میزند، باز خانم میرود، باز برمیگردد از عقب نگاه میکند. همینطور هم دارد راه میرود، بعد با کله توی دیوار میرود، پیشانی او میشکند. در صورتش خون راه میافتد. بعد میآید مسجد، پیامبر به او میگویند چی شده؟ چرا این جوری شدی؟ گفت آقا، من حواسم پرت شد یک خانمی را دیدم و... بعضیها میگویند سر این قضیه آیه نازل شد که به خانمهای مسلمان بگو که این بدحجابی کافی نیست. یک حجاب ناقص کافی نیست. یک کمی بیشتر مراقبت بکنید. «خُمُر»، این «خِمار» یعنی این سرپوش، این روسریتان را «جیوب»، چهرهتان را نپوشانید، اما گردن و سینهتان را در خیابان، در عرصه عمومی بپوشانید.. زینت و زیورتان را آشکار نکنید. اما برای شوهر، پدر، پسر، محارمتان اشکال ندارد. چون نگاه آنها جنسی نیست. در خانه، در حریم خصوصی. بعد پاهایتان را جوری به زمین نزنید، یک جوری بعضیها راه میرفتند که پیام میداد، بلد هستند دیگه. الان شیوههای جدیدش هست، آن زمان هم بوده است. گاهی خلخال به پاهایشان میبستند یا دستبند میبستند. یک جوری بعضی خانمها راه میرفتند که این پسرهای جوان در خیابان، همه برمیگشتند اینها را نگاه میکردند، دنبال اینها راه میافتادند. میفرماید که حواستان هم باشد، فایده اصلی این مسئله که پسرها و مردها را در خیابان، در عرصه عمومی تحریک نکنید هی جلوی خودتان، فایده اصلیاش هم برای خودتان است. کرامت شما حفظ میشود.» گاهی هم خطا کردید، توبه کنید، به امید رستگاری اصلاح کنید. «وَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (شاید رستگار شوید). «فلاح». اگر رستگاری میخواهید، این روابط جنسی و پوشش را کنترل کنید.
سوره احزاب، آیه ۵۳، که شیعه میگوید مخصوص زنان پیامبر بود. که فقط زنان پیامبر دیگر حضوری با مردها صحبت نکنند. یک پردهای باشد، اینها این طرف پرده، آنها آن طرف پرده. چون گاهی اصحاب پیامبر خیلی با پیامبر صمیمی بودند. حضرت پیامبر متواضع بود آنها همینطوری کلهشان را پایین میانداختند، بدون هیچی داخل خانه پیامبر میشدند. بعد زن پیامبر آنجا مثلاً مشغول کارهایش بود، یک مرتبه میدید یک کسی داخل شد. که یعنی ما دیگه اصحاب و یاران پیامبر هستیم! این جوری که نیست بالاخره یک حریمی یک پردهای، با زن پیامبر از پشت پرده صحبت کنید. شیعه میگوید این مخصوص زنان پیامبر بوده است.
فقهای اهل سنت دو دسته هستند. بعضی فقهای سنی میگویند نه، این شامل همه زنان است. که این یعنی همین الان هم باید بین مردها و زنها پرده باشد! فقهای شیعه این را نگفتهاند. چهار- پنج آیه بعد، آیه ۵۹ است، چون من دیدم بعضی از اینها خانمهایی هستند، مسلمان هستند. حرم میآید، تسبیح دستش است. ممکن است روزه هم بگیرد، حجاب ندارد درست. حجابش را درست نمیگیرد. خب این چهجور مسلمانی است؟ معلوم میشود این دین دارد. اسلام را قبول دارد، ولی مثل این که نمیداند حجاب حکم خدا در قرآن است. فکر میکند همینطوریژ است. بعضیها را من دیدهام که میگویند این را آخوندها درست کردهاند! خیلی حکم سفتی نیست. چرا آقا آیه صریح قرآن است. کدام آخوندها درست کردهاند؟
خداوند به پیامبر دستور میدهد، میگوید به همسرانت، دخترانت و به زنان مؤمن بگو: «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ». این یعنی این که اینها جلباب داشتند. جلباب یعنی لباس بلند و گشاد که سر تا پا را بپوشاند. مثل چادر، مثل عبا، مثل همین چیزهایی که خانمها سرشان است. به ایشان بگو کامل خود را بپوشانند. نگو بدنم دیده نمیشود، ولی لباس چسب بپوش! این فلسفه پوشش را تأمین نمیکند. باز همان مشکل هست.
بعد نمیگوید که جلباب روی سرشان بیندازند. میگوید جلباب را فراگیرتر، یک کمی بیشتر داشته باشند. معنایش این که جلباب داشتند. یعنی چه؟ یک حجابی، یک روسراندازی داشتند. ولی «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ»، دستور به «اِدنا» و «دُنو» است، یعنی فرودتر بگیرند، پوششها را یک کمی بهتر بگیرند. یعنی بدحجاب نباشند. اینجا هدف چیست؟ هدف حجاب، اینها دارند میگویند محدود کردن زنان، سرکوب زن، فلان. قرآن صریح دارد به آنها هدف را میگوید میگوید: «ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ» (این بهتر است تا شناخته شوند). هدف این است که شما راحتتر و درستتر در عرصه عمومی شناخته شوید که شما یک خانم شریفی هستید. شما یک خانم با شخصیتی هستید. کسی حق ندارد به تو متلک جنسی بگوید. حق ندارد جلویت ترمز بزند. حق ندارد دنبالت راه بیفتند. حق ندارند نگاهت بکنند. حق ندارند با تو شوخیهای سبک بکنند. باید به به عنوان یک انسان به تو احترام بگذارند. این فلسفه حجاب است. «یُعْرَفْنَ» (شناخته شوند). شناخته شوید. حریمتان شناخته شود. «فَلَا یُؤْذَیْنَ» (و آزار نبینند). یعنی اذیت جنسی، آزار جنسی به شما نرسانند. توهین، متلک، مزاحمت، تجاوز، دنبالت راه افتادن. چون میبیند، از تو خوشش میآید، تقوا ندارد، دنبالت راه میافتد، میخواهد تو را تصاحب کند. میخواهد از تو لذت بیشتری ببرد. دیگر اصلاً کار ندارد تو خودت حریم داری، شخصیت داری، تو شوهر داری، خانواده داری، یا نداری اصلاً، ولی تو کرامت داری.
بنابراین قرآن صریح میفرماید: هدف حجاب، حفظ کرامت و حقوق زن است و این که جلوی آزار جنسی و اهانت جنسی را بگیرد. این آیات قرآن است. به طور خاص در مورد حجاب است، آیات عام هم داریم. بیش از حداقل ۱۰۰ روایت صریح ما داریم در باب حجاب زنان و مردان داریم، و بخصوص زنها که در "وسایلالشیعه" و جاهای دیگر هم هست، هم واجب است، هم حدود آن چیست.
بنابراین ما اینجا اجمالاً این نکته را عرض کردیم. حجاب، دفاع از زن و دفاع از خانواده است. برهنگی، یک پروژه ضد زن و ضد خانواده است. در درجه اول ضد خود زن است. حجاب حکم خداوند در قرآن است، اختراع آخوندها نیست. حجاب در ایران قبل از اسلام هم بود، سفتتر هم بود. در طبقات بالا (اشراف) در حدی که از محارم هم باید رو میگرفت.
در کتاب مقدس انجیل، تورات، مسیحیت و یهودیت، حجاب هست. در شرق و غرب عالم، تا همین ۱۰۰ سال پیش که این فرهنگ فاسد سرمایهداری صهیونیستی آمده است و با این رسانهها دارد سینما و رسانه جهان را به گند میکشد، حجاب مطرح بود، اصالت داشت. و فقط فاحشهها بیحجاب بودند. با لباس چسب یا برهنه بیرون میآمدند. در همین اروپا ۱۰۰ سال پیش، من چند تا فیلم دارم که اولین وقتی که سینما اختراع شده است، یکی از اولین فیلمهایی که در خیابانهای لندن و پاریس گرفتهاند. نمیدانم شما دیدید یا نه، در اینترنت هم هست. دوربین را آورده وسط خیابان لندن کاشته است. تمام زنها حجاب دارند. این قضیه برای حدود ۱۰۰ سال پیش است. تمام زنها حجاب دارند. یعنی حجابهای سفت و محکم. قشنگ دقیقاً بدن، دامن گشاد پوشیده، باز روی شانه شنل، سینه و گردن پوشیده، باز روی سرش یک چیزی انداخته است. آنها که بدحجاب بودند، به جای این که روی سرشان یک شنل یا «جیوب» به تعبیر قرآن، «جلباب» بیندازند، یک کلاهی گذاشته است که این کلاه مثلاً یک کمی از موهایش آمده بیرون یا یک کمی گردنش و گلویش دیده میشود. کاملاً پوشیده بوده است. در شرق، سنت چین، هند، همین بتپرستها، زنهایشان حجاب داشتند. در غرب بوده است. این یک فتنهای است که در زمانهای قدیم، تمدنهای قبل، فواحش این کار را میکردند. حالا میخواهند به اسم یک ارزش روشنفکری و مدرن همه را فاحشه کنند.
من گفتم این مسئله شماها نیست، این مسئله بعضی خانوادههای دیگر است. ولی شماها که بالاخره استاد دانشگاه هستید، خانواده اساتید هستید، ارتباط دارید. اینها را ما هم به نسل بعد، هم به بچههای آشنا، فامیلهایمان، شاگردانمان، اینها را منتقل کنیم و بدانیم که یکی از خطرناکترین موشکهایی که سبک زندگی ما را هدف گرفته است، چه خانواده، چه کرامت همسر، چه مقوله حلالزادگی و حرامزادگی که نمیدانند پدرانشان چه کسی است، بعضی شهرهایشان ۷۰ درصد مردم و بچهها نمیدانند بابایشان چه کسی است. عادت کردهاند. برای آنها این مسئله عادی شده است بیعاطفگی، بینسبی و بیهویتی. میخواهند ما را هم همین جور کنند. با بیحجابی و برهنگی، ۵۰ سال دیگر جامعه ما مثل جامعه آنها میشود که دیگر ندانی بابایت چه کسی است، خانوادهات کیست و هویت تو چیست! ببخشید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی